تبليغاتX
مسلک مولا حسین

مسلک مولا حسین

مسلک مولا حسین ازادگی و قیام علیه ظلم بود

تشیع جنازه

 

بسم رب الحق

 


تشییع بی جنازه


بانویی از جهان رفت. بانویی که به واسطه‌ همسر و فرزندش برای جهانیان شناخته شده بود. حاجیه خانم ربانی، همسر آیت الله العظمی منتظری، او که بیش از 60 سال بدون هیچ چشم‌داشت و گمنام مجاهده کرده و در پشت زندان‌های ساواک در انتظار ملاقات‌های چند دقیقه‌ای با همسر و فرزندش سر کرده و یا در تبعیدگاه‌های مختلف همراه و یار غمخوار همسرش بوده و مهمتر از همه پشتیبان و مایه دلگرمی و پناه خانواده‌های مبارز و داغدار محسوب می‌شد ولی با کمال تأسف پیروزی انقلاب پایان رنج‌های او نبود.

 و اینک در حالیکه کمتر از 100 روز از درگذشت همسر بزرگوارش می‌گذشت او نیز رحلت نمود. طبیعی این بود که سازمان‌ها و نهادها پیام تسلیت می‌دادند و بنیاد شهید انقلاب اسلامی برای این مادر شهید و جانباز مراسم یادبود می‌گرفت و مطمئنا شاگردان همسرش که اکنون از سران این نظامند به دلداری فرزندانش می‌آمدند. اما بازماندگان ایشان هیچگاه این چنین انتظاری نداشته‌اند و عمری بی‌مهری را تجربه کرده و دیده‌اند که عده‌ای به جای باز کردن گره با دست معمولا گره‌ها را کور می‌کنند. بازماندگان ایشان تنها می‌خواستند برای این مادر فداکار مراسمی معمولی مثل مراسم دیگر شهروندان برگزار نمایند، اما چه شده که مسئولین از این هم هراس دارند و نماینده‌ای از اطلاعات قم فرستادند تا پیام ممنوعیت تشییع پیکر مطهره آن مرحومه را به خانواده‌اش ابلاغ کنند.

 در جواب این نماینده اطلاعات مخالفت شدید نموده و گفتم برای خودتان و ما و نظام مشکل ایجاد نکنید. به دنبال رایزنی دوستان هنگام غروب مسئول اطلاعات قم به دفتر آمدند و به نظر می‌رسید که کمی از موضع پایین آمده و ابراز داشتند که می‌توانید در حرم حضرت معصومه(س) تجمع کنید و جنازه را برای اقامه نماز میت به حرم می‌آوریم و از آنجا نیز آن را به 150 متری محل دفن برده و در آنجا تحویل خواهیم داد تا تشییع شود.

 روز یکشنبه با تدابیر شدید امنیتی آن مرحومه به حرم منتقل شد و پس از اقامه نماز به امامت آیت الله العظمی شبیری زنجانی مجددا پیکر آن مرحومه توسط نیروهای امنیتی به گلزار شهدا(محل دفن) انتقال داده شد و مردم بدون جنازه با سردادن شعارهای: الله اکبر - لا اله الا الله - یا حجة ابن الحسن، عجل علی ظهورک - یا حضرت معصومه، منتظری مظلومه -  عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، منتظری مظلوم صاحب عزاست امروز - تشییع بی جنازه، این هم یه ظلم تازه؛ راهی گلزار شهدا شدند.

 هنگام مراجعت مردم از گلزار شهدا با اینکه به سفارش اینجانب عمل نمودند و با کمال آرامش آن محل را ترک می‌کردند متأسفانه حدود 30 نفر از خانم‌ها و آقایان شرکت‌کننده در مراسم بازداشت شدند. اینجانب ضمن محکوم کردن این بازداشت‌ها که شایسته نظام مردم سالار نیست امیدوارم هرچه زودتر آزادی حاصل گردد؛ و از این پس در تصمیم گیری‌ها تدبیر و تعقل لازم به عمل آید.

 

بیت آیت الله العظمی منتظری(رضوان الله تعالی علیه) - احمد منتظری

http://www.amontazeri.com/farsi/article_read.asp?id=266 

 

تیر باران جنازه مولا حسن بن علی لگد کوب شدن جنازه سید الشهدا و... ربودن جنازه مرحوم ایه الله العظمی سید محمد شیرازی رحمه الله علیه و... وحال به جنازه مادر شهید اسلام و قران همسر مکرمه مرحوم ایه الله منتظری رحم نکرده و این خود گواه حقانیت ماست....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/09ساعت 10:3  توسط مقتدای مولا حسین  | 

 

 

بسم رب الحق

 

انا الله و انا الیه راجعون

 

 

آلبوم تصاویر سایت آیت الله منتظری: سالهای حصر غیر قانونی در خانه. (5 سال و 2 ماه و 12 روز)

 

 

رحلت همسر مکرمه مجاهد نستوه فقیه عالیقدر حضرت ایه الله العظمی منتظری انکه زینب وار در کنار ان رادمرد تاریخ ایستادگی کرد و در تمام رنجها و مصیبتهای ان بزرگوار شریک بود را به بیت ان مرحوم و ملت سبز ایران تسلیت عرض می نماییم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/07ساعت 16:43  توسط مقتدای مولا حسین  | 

سبز

 

بسم رب الحق

 

سبز یعنی استقامت تا بهار

 

یک سال گذشت انگار همین دیروز بود که خود را اماده انتخابات می کردیم و امدیم تا دومین ۲ خرداد را به ارمغان اوریم اما افسوس که کودتای سوم مانع مهر ما شد بهار امد و با حال و هوای بهاری به استقبال خرداد می رویم خرداد...

 

پیروزی با ماست چون حق با ماست

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/01/06ساعت 16:58  توسط مقتدای مولا حسین  | 

نوروز

 

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر الیل والنهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حولنا الی احسن الحال

 

سال صبر و استقامت ملی بر تمام سبز اندیشان مبارک باد

 

عید هم امد نوروز بهار زمان تغییر و تحول زمان بیداری زمان حیات دوباره و جنبش ما بهاری می شود حیات نو به میهن عزیزمان می بخشد میهنی که همواره مورد ستایش رسول مکرم اسلام(ص)بوده و افسوس که این میهن عزیز مهد تمدن و فرهنگ تدین میهنی که هموراره پرچم دار حب اهل بیت رسول الله بوده به دست یزیدانی افتده که خود را ملبس به حسین می کنند انان که ادعای عدل علی را میکنند و مخالفان خود را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله خطاب می کنند بوی از ولایت مولا علی نبرده اند مگر نه این است که در جنگ صفین انگاه که سپاه شام اب را بر روی لشگر مولا بستند برخی از یاران مولا به شامیان دشنام دادند و مولا علی به شدت انان را ملامت کرد که دوست ندارم دوستان خود را فحش دهنده ببینم انان که دم از عدل علی می زنند غافلند که شعار مولا علی زنده باد مخالف بود و انان که به مولا اقتدا کرده اند این شعار را سر لوحه کار خود قرار دادند.

ما پیروزیم چون به مولا علی اقتدا کردیم و رسول الله در شان علی فرمود الحق مع علی و علی مع الحق پس حق با ماست و چون حق با ماست ما جاودانه تاریخ خواهیم شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/02ساعت 10:55  توسط مقتدای مولا حسین  | 

عید نوروز

 

بسم رب الحق

 

 

آلبوم تصاویر سایت آیت الله منتظری: هفته دوم مهر ماه 1388. تدریس درس اخلاق، شرح جامع السعادات. (قم)

 

 

چهارشنبه سوری هم تمام شد و یکبار دیگر مردم متدین و متمدن ایران نشان دادند به یگانه راد مرد ازدای خواه تاریخ بشریت مولا حسین بن علی اقتدا کرده و هراسی از شهادت و حبس و شکنجه و... ندارند نشان دادند که حق را یافته اند و حال بوی عید باستانی نوروز به مشام می رسد و این اولین عید جنبش حق طلب است و چه خالیست جای عزیزانمان نداها و سهرابها و... که رفتند و کار حسینی کردند و ما که ماندیم باید کار زینبی کنیم و گرنه یزیدی هستیم عزیزانمان را کشتند حبس کردند تجاوز کردند شکنجه کردند تا نگویند حق ما کجاست و بر ما واجب است که کار زینبی کنیم تا نمایان شود چهره منحوس یزید که قصد ملبس کردن خود به حسین را دارد و افسوس انگاه که یگانه پاسبان تشیع علوی مجاهد نستوه فقیه عالی قدر حضرت ایه الله العظمی منتظری فریاد عدالت خواهی بر اورد در خواب غفلت بودیم و نفهمیدیم چه می گویید وبعضا فریب تبلیغات سو را خورده و حال که غریب به ده سال گذشت و از خواب غفلت بیدار شده با چشم خود ظلم و ستم یزید را دیدیم از بین مارفت و چه غم انگیز است که در اولین عید جنبش در بین ما نیست منتظری منتظر ماند تا همگان بدانند انچه بیست سال علیه او گفتند کذب است و حق چیست او به همگان تکرار تاریخ را نشان داد که چگونه انگاه که  مولا امیر المومنین در محراب مسجد به شهادت رسیبد گفتند مگر علی نماز می خواند حال او با قلبی مطمئن از بین ما رفت هر چند هنوز اهریمنان از تخریب شخصیت ایشان دست نکشیدند و این خباثت یزیدیان را نشان می دهد .

 

 

 

آلبوم تصاویر سایت آیت الله منتظری: تصویر 26 از مراسم تشییع پیکر مطهر فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری، اسطوره حق گویی و آزادگی و استواری. آری ای عزیز، بسیار مصمم تر از گذشته راهت را ادامه خواهیم داد. 30 آذر ماه 1388. (قم)

 

 

 

جایشان خالیست عزیزان شهیدمان وجایش خالیست پدر سبز معنوی جنبشمان  وراهشان ادامه دارد در هر روز و شب تارسید به حق خودمان

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/28ساعت 11:16  توسط مقتدای مولا حسین  | 

محارب کیست؟

 

 

بسم رب الحق

 

 

 

ba005.jpg

 

 

 

محضر مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله سیّد علی محمّد دستغیب (مدّ ظلّه العالی)

 

احتراماً با توجّه به این که این روزها لفظ «محارب» در کلام خطباء و سخنرانان، زیاد مطرح می‌شود، لطفاً بفرمایید از نظر حضرتعالی «محارب» کیست و جزای او چیست؟

و آیا شرکت در راهپیمایی‌ها و تجمّعات و انتقاد از مسئولین نظام، محاربه شمرده می‌شود؟ و حمله‌ی افراد خودسر به این اجتماعات و مضروب نمودن ایشان چه حکمی دارد؟

 

  

بررسی محارب در قرآن، سنّت و فتوای فقهاء:

 

محارب از نظر قرآن: قال الله تعالی: «انَّما جَزاؤ الذین یُحارِبونَ الله و رَسولَه و یَسعَونَ فی الارضِ فَساداً أن یُقَتَّلوا أو یُصَلَّبوا أو تُقَطَّعَ أیدیهم و أرجُلهم من خِلافٍ أو یُنفَوا مِنَ الارض ذلک لهم خِزیٌ فی الدنیا و لهم فی الاخرة عَذابٌ عَظیمٌ الّا الذین تابوا مِن قَبل أن تَقدِروا عَلَیهِم فَاعلَموا أنّ الله غَفورٌ رَحیم». (سوره مائده آیات 33 و 34)

ترجمه: کیفر آنها که با خدا و پیامبر به جنگ برمی‌خیزند و در روی زمین دست به فساد می‌زنند (و با تهدید به اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله می‌برند) این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند، یا (چهار انگشت از) دست راست و پای چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوایی آنها در دنیا است و در آخرت مجازات بزرگی دارند مگر آنها که قبل از دست یافتن شما به آنان توبه کنند؛ بدانید خداوند آمرزنده و مهربان است (و توبه آنها را می‌پذیرد).

در مورد شأن نزول آیه در وسائل الشیعة از ابوصالح روایتی را که از جهت سند ضعف ندارد و به اصطلاح موثّقه است از امام صادق علیه السلام نقل کرده که عده‌ای از طایفه بنی ضبّه بر پیغمبر صلی الله علیه و آله وارد شدند در حالی که مریض بودند؛ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آنها فرمود: در نزد من باشید تا هنگامی که صحّت یافتید شما را به همراه عدّه‌ای از مسلمانان برای جهاد می‌فرستم. آنها گفتند: ما را از مدینه بیرون فرست. حضرت آنها را به خارج از مدینه در مکانی که شترهای صدقه و زکات محافظت می‌شدند فرستاد تا از آنها استفاده کرده و از شیرهای آنها بخورند. هنگامی که سلامتی را یافتند و قوی شدند به سه نفر از نگهبانان و محافظین شترها حمله کردند و آنها را به قتل رساندند. این خبر به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) رسید، پس علی(علیه السلام) را به سوی آنها فرستاد، در حالی که در یک دره‌ای مانده بودند و راه خروج نداشتند ـ نزدیکی زمینهای یمن ـ پس علی(علیه السلام) آنها را اسیر کرده و به نزد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) آورد، در این هنگام این آیه نازل شد. پس رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) قطع را اختیار کرد، و دستور داد دست راست و پای چپ آنها را قطع کردند. (وسائل الشیعة ج 28 باب 1 از ابواب حد محارب حدیث 7)

از این آیه با در نظر گرفتن شأن نزول استفاده می‌شود که اگر کسی یا کسانی ناگهانی بر افرادی که از یاران و دوستان خدا و رسول(صلّی الله علیه و آله) هستند حمله کنند و آنها را یا بعضی از آنها را بکشند محارب بوده و مفسد فی الارض هستند.

حال ببینیم روایات در این باره چه می گویند و مصداق محارب کیست؟

محمد بن مسلم در روایت صحیحه از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: کسی که سلاح بر مردم بکشد در شهری از شهرها، پس آنها را زخمی کند، قصاص می‌شود و تبعید می‌گردد و کسی که سلاح بر مردم بکشد در شهری از شهرها،  بزند و زخمی کند و مال مردم را ببرد، امّا کسی را نکشد پس او محارب است و جزایش جزای محارب است و امرش به نظر امام است اگر خواست او را بکشد و دار بزند و اگر خواست دست و پایش را قطع کند. فرمود: و اگر زد و کشت و مال برد پس بر امام است که ید راست او را بخاطر دزدی قطع کند؛ سپس او را به اولیای مقتول تحویل دهد که مال را از او بگیرند و سپس او را بکشند. محمد بن مسلم می گوید: ابوعبیده سوال کرد: اگر اولیای مقتول او را عفو کردند چه می‌فرمایید؟ حضرت باقر(علیه السلام) فرمود: اگر از او عفو کردند بر امام است که او ر ابکشد؛ چون محارب است و قتل کرده و سارق هم هست. محمد بن مسلم می گوید: ابوعبیده پرسید: اگر اولیای مقتول خواستند که از او دیه بگیرند و رهایش کنند می توانند؟ فرمود: نه باید کشته شود. ( وسائل الشیعة ج 28 باب 1 از ابواب حد محارب حدیث1)

و در صحیحه برید بن معاویه آمده است که می‌گوید از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم درباره قول خدای تعالی: انَّما جَزاؤ الذین یُحارِبونَ الله و رَسولَه»؟ فرمود: این به نظر امام است که هر چه خواست انجام می‌دهد. راوی می گوید گفتم: آیا کاملا در اختیار او است؟ فرمود: نه و لکن به اندازه جنایتی که انجام داده. (همان مأخذ حدیث2)

و عبید الله بن اسحاق مدائنی در روایتی از امام رضا(علیه السلام) نقل کرده که از حضرت درباره قول خدای تعالی: «انَّما جَزاؤ الذین یُحارِبونَ الله و رَسولَه و یَسعَونَ فی الارضِ فسادا» سؤال شد که مورد هر کدام از چهار جزایی که در آیه ذکر شده را بیان فرمائید. فرمود: زمانی که با خدا و رسول محاربه کند و فساد در زمین نماید پس بکشد، کشته می‌شود؛ و اگر بکشد و مال ببرد، کشته می‌شود و دار زده می‌شود؛ و اگر مال مردم را بگیرد و برباید امّا کسی را نکشد، دست راست و پای چپش قطع می‌شود؛ و اگر شمشیر بکشد و با خدا و رسولش محاربه کند و فساد در زمین کند و نکشد و مال کسی را نبرد تبعید می‌گردد. (همان مأخذ حدیث4)

روایات دیگری نیز هست که هر چند از جهت سند ضعیف می‌باشند اما همانند همین چند روایتی است که ذکر شد. هنگامی که در این روایات که در مقام بیان آیه محاربه است نظر می کنیم به سه مطلب می‌رسیم: 1 ـ محارب به کسانی گفته می‌شود که به ناحق به مردم حمله می‌کنند، می‌کشند یا می‌زنند یا می‌ترسانند. 2 ـ منظور از امام در این روایات امام معصوم(علیه السلام) است در زمان حضور یا نائب عام او که همان مرجع تقلید عادل و یا قاضی که مجتهد عادل باشد در زمان غیبت. 3 ـ امام یا حاکم بر طبق جنایتی که محارب انجام داده حکم کند؛ چون اطلاق روایت محمد بن مسلم به وسیله روایت برید بن معاویه و عبیدالله بن اسحاق مقیّد می‌شود.

حال فتوای فقها را هم ببینید تا بعد مطالب دیگری عرض شود.

 

نظری به فتاوای علما از قدیم الایام تا به حال

شیخ طوسی(رحمه الله) در کتاب النهایه می‌فرماید: محارب کسی است که سلاح بر مردم بکشد و از اشقیا باشد؛ در شهر باشد یا در خارج از شهر، در شهرهای کفار باشد یا مسلمانان، شب باشد یا روز، پس هرگاه چنین کرد محارب بوده، چنانچه کسی را بکشد کشته می‌شود و اگر بکشد و مال مردم را هم ببرد واجب است که مال را از او بگیرند و بخاطر دزدی قطع دست و پا کنند و بعد او را بکشند و به دار آویزند. (النهایة ص720)

و شیخ مفید(رحمه الله) در کتاب مقنعه می‌فرماید: کسی که برروی مردم سلاح بکشد و آنها را بکشد و به عنوان یاغی قلمداد شود، کشته می‌شود یا به دار آویخته می‌گردد. (المقنعة ص 805)

و ابن حمزه در کتاب وسیله می‌گوید: کسی که به طور علن با سلاح مال مردم را ببرد محارب است. (الوسیلة ص423)

و قاضی ابن برّاج در کتاب المهذّب البارع همانند شیخ طوسی فرموده. (مهذب البارع ج2 ص 554)

و ابن ادریس در کتاب سرائر پس از ذکر آیه می‌فرماید: بین فقها خلافی نیست که مراد از آیه قطّاع الطریق و دزدهای سرگردنه هستند و در نزد ما شیعه هر کس بر مردم سلاح بکشد تا آنها را بترساند در خشکی باشد یا دریا، در آبادیها باشد یا شهرها، یا صحراها و در هر حال هر گاه ثابت شود، امام مخیّر است بین یکی از چهار جزایی که قرآن فرموده. (کتاب سرائر ج3 ص505)

اینها فقها تا قرن ششم هجری می باشند.

محقّق حلّی صاحب شرایع (متوفّی 676) می‌فرماید: محارب کسی است که برای ترساندن مردم سلاح بکشد در هر جا و هر زمان. (شرایع ج4 ص180)

و شهید اول (متوفّی 786) و شهید ثانی (متوفّی 965) در کتاب لمعه و شرح آن می‌فرمایند: محارب کسی است که بر مردم سلاح بکشد تا مردم را بترساند در هر مکان و یا زمان. و اگر مردم را سنگباران کند و یا عصا و چوب بزند و یا آنها را با قدرت بگیرد، محارب است. (لمعه و شرح آن ج9 ص 290 تا 292)

و در جواهر (متوفّی 1266) می فرماید: محارب کسی است که برای ترساندن مردم سلاح می‌کشد یا سلاح حمل می کند برای ترساندن هر کس که ترساندن او حرام است. و کشیدن عصا و چوب و سنگ هم برای ترساندن مردم مشمول محارب است و همچنین هر چیزی که موجب ترساندن مردم و فساد در زمین باشد. (جواهر الکلام در شرح شرایع ج 41 ص564 تا 566)

و مرحوم امام خمینی(رحمه الله) در تحریر الوسیله می‌فرماید: در مسأله 1: محارب کسی است که برای ترساندن مردم سلاح می‌کشد یا آماده می‌کند و اراده فساد دارد. و در مساله 5 می‌فرماید: جزای محارب یکی از چهار چیز است : قتل یا دار زدن یا قطع دست و پا و یا تبعید. و بعید نیست که به ترتیب جنایت باشد. که بر عهده حاکم است که با اثبات موضوع حکم کند. (تحریر الوسیلة ج2 ص 492)

 

امّا پاسخ به سؤال

همچنان که از آیات و روایات و فتاوای فقهاء ظاهر است و در اصل 27 قانون اساسی نیز تصریح شده است: «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است».

مردم حق دارند به طور مسالمت‌آمیز و با حفظ آرامش و بدون این که مخل به مبانی اسلام باشد، راهپیمایی و اعتراض نمایند و هیچ کس حقّ منع مردم از این حقّ قانونی‌شان را ندارد.

و چنانچه افرادی به صورت غیر قانونی به این گونه تجمّعات حمله کنند و شرکت کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار دهند و یا برای مردم ایجاد رعب و وحشت نمایند، مصداق محارب می‌باشند و مردم می‌توانند برای حفظ جان، از خود دفاع نمایند.

صرف توهین به مسئولین، صدق محاربه نمی‌کند. البته توهین کننده استحقاق تعزیر دارد و منحصراً سبّ و دشنام دادن به پیامبر اکرم(ص) و ائمّه‌ی اطهار(ع) حکم قتل دارد.

 

 

http://www.dastgheib.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=694&Itemid=1

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/28ساعت 11:12  توسط مقتدای مولا حسین  | 

هتک حرمت به مرجعیت شیعه

 

بسم رب الحق

 

 چرا هتک حرمت مرجعیت شیعه و فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری؟! 

 

 

آلبوم تصاویر سایت آیت الله منتظری: تصویر 22 از مراسم تشییع پیکر مطهر فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری، اسطوره حق گویی و آزادگی و استواری. 30 آذر ماه 1388. (قم)

 

 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

 
« دفاع از مظلوم و امر به معروف و نهی از منکر جزء دین است و نمی شود به کسی گفت شما دین نداشته باش. » ( از بیانات فقیه عالیقدر(ره) )

 بر اساس وظیفه انسانی و اسلامی و در دفاع از مرجع تقلید مظلوم شیعه حضرت آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله تعالی علیه) مطالبی را مطرح می کنم.

 اینجانب پس از تقلید از حضرت امام (ره) از فقیه عالیقدر (ره) تقلید نمودم و طبق فتوای برخی از مراجع جلیل القدر چنانچه اعلمیت مرجع تقلیدی محرز شود پس از رحلت آن مرجع بقاء تقلید بر آن مرجع لازم است. از طرفی مابقی مراجع با آن شرایط قید شده تقلید از مرجع میت را نیز بلامانع می دانند. خدا را شاکرم که معظم له را به عنوان مرجع تقلید انتخاب نمودم.

 با توجه به آیه 11 سوره "حجرات" : (... و لا تلمزوا انفسکم و لاتنابزوا بالالقاب بئس الاسم الفسوق بعد الایمان و من لم یتب فاولئک هم الظالمون) : « و از یکدیگر عیب جویی نکنید و همدیگر را به لقب های زشت مخوانید، بد نامگذاری است فسق پس از ایمان و آنانکه توبه نکنند آنهایند که ستمکارند.» مومنان خداشناس هرگز به یک مرجع تقلیدی که عده کثیری از مسلمانان مقلد و ارادتمند به ایشان هستند جسارت نمی کنند، حال سوال این است چرا رسانه ملی حرمت مرجعیت را نگه نمی دارد؟ چرا مرجعیت شیعه را این گونه هتک می کند؟ چرا این نهاد با قدمت دیرینه را مورد اهانت قرار می دهد؟ چرا به عقائد و مقدسات مردم توهین می کند؟ مگر معاد و قیامت و حساب و کتابی در کار نیست که این گونه مرجعیت را هتک حرمت می کند؟!

 در اصل بیست و دوم قانون اساسی آمده است: « حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن وشغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند. »

 

 

آلبوم تصاویر سایت آیت الله منتظری: تصویر 24 از مراسم تشییع پیکر مطهر فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری، اسطوره حق گویی و آزادگی و استواری. 30 آذر ماه 1388. (قم)

 

 

 با توجه به اصل فوق نمی دانم چرا حرمت فقیه عالیقدر (ره) در جمهوری اسلامی شکسته می شود؟!! و حتی در ایام چهلم رحلت بزرگ پاسدار حریم تشیع به جای تجلیل از مقام شامخ مرجعیت شیعه و بدون اعتنا به قانون اساسی رسماً در رسانه ملی به ایشان توهین و چند اصل قانون اساسی را نقض می کنند.

 با توجه به توصیه حضرت امام (ره) به مجلس شورای اسلامی دوره دوم: « اگر در مجلسی به کسی که حاضر نیست و راه به مجلس ندارد که از خود دفاع نماید حمله ای شد. به او اجازه داده شود یا در مجلس از خود دفاع کند و اگر قانوناً اشکالی در این عمل می بینند، رادیو تلویزیون و مطبوعات این وظیفه سنگین را به دوش کشند تا حق مظلومی ضایع نشود و شخصیتی بی دلیل خرد نگردد. » (صحیفه نور، جلد 19، صفحه 9). ولی متاسفانه شاهدیم که یکی از افراد سرشناس کشور که قبلاً به عنوان قائم مقام رهبری مطرح بوده است، حقوق اولیه شهروندی اش حتی پس از رحلت آن بزرگوار رعایت نمی شود.

 آیا این است اجر و مزد کسی که در مقابل رژیم ستمشاهی با تمام قامت و با تمام وجود ایستاد و از کلمه طیبه توحید دفاع جانانه نمود و خود و خانواده خویش را در سرما و گرما آواره این شهر و آن شهر نمود؟!!

 آیا این است اجر و مزد کسی که درچنگ ساواک سفاک در حین بازجوئی حاضر نبوده است بدون پیشوند آیت الله نسبت به حضرت امام(ره) بازجوئی شود و بدون ذره ای ترس از آن شکنجه خانه های دهشتناک دژخیمان شاه و حتی مرگ سرخ همانند یاران صدیق حضرت محمد بن عبدلله (ص) جانانه مقاومت کرد؟ تا جائی که اینجانب در زندان شاهد بودم که مارکسیست ها استقامت ایشان را می ستودند.

 آیا این است اجر و مزد کسی که پس از آن همه فداکاری و جانفشانی  در بین مبارزین و بدون وجود هرگونه تشکیلات حزبی و گروهی با عنوان قهرمان قهرمانان مبارزین و بعنوان دومین شخصیت انقلاب بین دوست و دشمن مطرح بوده است.؟

 حضرت امام به حدی به فقیه عالیقدر اعتماد داشتند که دو بار ایشان را وصی خود قرار دادند:

 مرحله اول: « در تاریخ 26 محرم 1398 وصی خود قرار دادم حضرات حجج الاسلام آقای حاج آقا مرتضی پسندیده و آقای حاج شیخ مرتضی حائری [پدر خانم حاج آقا مصطفی] و آقای حاج سید محمد باقر سلطانی [پدر خانم حاج سید احمد آقا] و آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری – دامت برکاتهم را در امر وجوهی که در قم یا سایر بلاد ایران نزد وکلای اینجانب ...» (صحیفه امام، جلد 3، صفحه 25)

 

 

آلبوم تصاویر سایت آیت الله منتظری: تصویر 21 از مراسم تشییع پیکر مطهر فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری، اسطوره حق گویی و آزادگی و استواری. 30 آذر ماه 1388. (قم)

 

 

 مرحله دوم: « غره ربیع الاول 1400 ... و وصی خود قرار دادم حجت الاسلام و المسلمین آقای پسندیده، اخوی مکرم و جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای منتظری – دامت افاضاتهما – راجع به جمیع امور، خصوصاً مربوط به وجوه شرعیه ... و این دونفر وصی مطلق من هستند.» (صحیفه امام، جلد 12، صفحه 120)

 نمی دانم چرا رسانه ملی آن هم در ایام چهلمین روز رحلت اسوه صبر و استقامت حضرت آیت الله العظمی منتظری(ره) اقدام به پخش آن برنامه کذائی و عوام فریبانه و دور از واقعیت نمود؟ آیا نمی دانند که مدارک و اسناد نیز گویای همین مطلب است.

 تا زمان حضرت امام (ره) و پس از مرحوم حاج احمد آقا (ره) که از طرف حضرت امام(ره) مسئول مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی بودند، نامه ای به عنوان 6/1/68 منسوب به حضرت امام (ره) از رسانه ملی و دیگر رسانه های رسمی کشور پخش نشد و صحیفه نور هم که تا آخرین روز حیات حضرت امام (ره) را ثبت نموده است اثری از نامه 6/1/68 در آن نمی باشد و فقط نامه 8/1/68 منسوب به حضرت امام (ره) که در همان تاریخ بصورت رسمی از رسانه ملی و دیگر رسانه های رسمی کشور منتشر شد. حال چرا در ایام چهلم رحلت فقیه عالیقدر به جای تجلیل از ایشان نامه 6/1/68 را که در آن زمان هرگز از رسانه ملی و دیگر رسانه های رسمی کشور پخش نشده بود پخش کردند؟!! چرا نامه 8/1/68 که در آن زمان به صورت رسمی پخش شد، در آن برنامه های صدا و سیما اشاره ای به آن نشد؟!! مگر هر دو نامه از امام (ره) نیست؟ چرا سیاست یک بام و دو هوا دارند؟!!

 ای کاش اندکی استدلال و منطق و برهان بر رسانه ملی حاکم بود تا بدانند نامه دومی، نامه اول را نسخ و باطل می کند و با افکار و مقدسات امت این گونه بازی نمی کردند! ای کاش مقداری انصاف، مروت و وجدان را رعایت می نمودند و با پخش این گونه برنامه ها بذر بدبینی نسبت به مرجعیت شیعه نمی کاشتند!

 ای کاش تا این حد مرجعیت شیعه را مبتذل نمی کردند، که نتیجه آن به ویژه در نسل جوان، دین گریزی و به سوی بی بند و باری سوق یافتن است.

 ای کاش حرمت مرجعیت را که قدمت بیش از هزار سال دارد نگه می داشتند و برای تصاحب چند صباحی کرسی ریاست دنیا، این گونه قضاوت یکطرفه نمی کردند.

 ای کاش با آن همه تعریف و تمجیدها که حضرت امام از فقیه عالیقدر - که اسناد آن در صحیفه نور و یا صحیفه امام موجود است و شاهد بودیم که از هیچ شخصیتی این چنین تعریف و تمجید نشده است – آقایان حرمت نگه داشته و از سیره زشت مرجع زدائی که نتیجه اش دین زدائی است پیروی نمی کردند.

حضرت آیت الله منتظری(ره) در دفاع از اسلام و نظام با تمام وجود و هستی خویش همانند قبل از انقلاب هرکاری را که تشخیص می دادند برای اسلام و نظام مفید است اصلاح گرایانه انجام می دادند و همیشه پیروزی و پیشرفت اسلام را بر منافع شخصی خویش و خانواده مقدم می دانستند.  

معظم له در طول عمر با برکتش ثابت نمود که با پیروی از مولای خویش سرور آزادگان حضرت سیدالشهداء (ع) پیروزی اسلام را مقدم بر جان، آبرو و حیثیت خود بداند و خود را موظف به فداکردن تمام هستی خویش در راه اسلام و قرآن می دانست.  

 

 

آلبوم تصاویر سایت آیت الله منتظری: تصویر 18 از مراسم تشییع پیکر مطهر فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری، اسطوره حق گویی و آزادگی و استواری. 30 آذر ماه 1388. (قم)

 

 

اگر همه نیروهای دلسوز نظام با همان دیدگاه و با پیروی از فقیه عالیقدر (ره)، دلسوزانه به دنبال رفع ایرادها و نواقص نظام بودند و بدون ترس از   این که ممکن است آبرو، شخصیت و مقامشان در خطر قرار گیرد - با توجه به این که ایران در دنیا تنها کشور شیعه اثنی عشری است و پیشوایانی همانند حضرت سیدالشهدا (ع) دارد - با سپری شدن سی سال از انقلاب اسلامی، امروز باید حداقل یکی از کشورهای مترقی منطقه بودیم، البته هیچ کس منکر نیست که ما پیشرفتی هائی داشته ایم چرا که برخی کشورهای عقب افتاده هم بالاخره در جهان امروز پیشرفت کرده اند! لکن آن پیشرفتی که لااقل تا حدودی مورد قبول دانشمندان و فرهیختگان غیر از وابسته به نظام و حتی مورد اعتراف دشمنان است، مشاهده نمی شود. اگر همه مصلحین نظام مثل فقیه عالیقدر(ره) بوده و سکوت اختیار نمی کردند، امروز با این چالش های جدی، خطرناک و بنیان کنی مثل فساد، اعتیاد، تهمت و افترا و مشکلات سرسام آور اقتصادی و ورشکستگی، عدم مدیریت صحیح کشور و شعارهای ساختارشکنانه نسل تربیت شدگان و متولدین پس از انقلاب روبرو نبودیم.

خدایا از تو می خواهم تا پایان عمر در یاری و دفاع از مظلومان و حق گویان و حق پویان استوار و پایدار و ثابت قدم باشم؛ الهی آمین.

 

http://www.amontazeri.com/farsi/article_read.asp?id=265

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/28ساعت 11:6  توسط مقتدای مولا حسین  | 

چهارشنبه سوری جنبش سبز

 

بسم رب الحق

 

یک هفته دیگر به اخرین چهارشنبه سال مانده روزی که فرصتی دیگر برای جنبش سبز حسینیست که همانند مولایشان حسین بن علی ان یگانه راد مرد تاریخ علیه یزید زمان قیام کرده و بغض خود از این ملعون را به جهانیان نشان دهند تا بدانند این جنایات با فرهنگ غنی شیع بی گانه است تا به همگان بگویید شیعه مهد دمکراسی و ازادیست که مولایمان حسین فرمود اگر در زندگی دنیای خود دین ندارید لااقل ازاده باشید ما ازادگی را از مولایمان اموختیم که در مقابل یزیدی که خود را ولی امر می دانست و ان جماعتی که یزید را ولی می دانستند سکوت نکرده وبه امر به معروف و نهی از منکر به پاخواست تا در تاریخ بماند که معنای ازادگی چیست.

 

 

 

مرحوم ایه الله منتظری در درسهای خود روایتی نقل می فرمودند که هرگاه در جامعه ایی امر به معروف ونهی از منکر  فراموش شود ظالم بر انان حاکم می شود و دیگر دعای انان اجابت نمی شود این است که ما به امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده تا خود را از تملک ظالمی رهانده و دعای ما به اجابت پروردگار رسیده و در فرج منجی عالم بشریت موعود ادیان حضرت حجه بن الحسن العسگری تعجیل بفرماید و جهانی را پر از عدل داد نماید.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

به ما بپیوندید که حق با ماست

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/12/20ساعت 17:41  توسط مقتدای مولا حسین  | 

انقلاب

 

بسم رب الحق

 

بعد از انقراض حکومت بنی امیه مردم نزد بنی عباس امده و خطاب به انها می گفتند بر اثر تبلیغات ما فقط بنی امیه را جز خاندان و اصحاب پیامبر شناخته و حال نیز می بینیم تبلیغات کار را به جایی رسانده که اکثر مردم از شخصیتهای اصلی انقلاب بی خبر اند کسانی که مرحوم امام(ره) با تکیه به انها انقلاب کردند.یا به طرز مشکوکی ترور شدند و برخی را منزوی و بعضا بر اثر تبلیغات از انان چهره ضد انقلابی ساخته و حتی کار را به جایی رسانده که خیلی از انها در حافظه نسل سومیها جایگاهی ندارند یکی از این اشخاص حضرت ایه الله العظمی سید محمد صادق روحانی می باشد که یکی از استوانه های اصلی در پیروزی انقلاب بود و حال اکثریت مردمی که دم از انقلاب می زنند ایشان را نمی شناسند کسی که مدتها در زندان ساواک بوده و بعد از انقلاب به علت حق گویی بیش از ده سال را در حصر خانگی به سر برد در اینجا مختصری از احوالات این بزرگوار را بیان نموده ودوستان طالب حق برای اطلاع بیشتر می توانند به لینک زیر مراجعه نماییند.

 

 http://www.rohani.ir/home/all_biographi.php

 

 

 

 

مختصري از زندگينامه مرجع عظيم الشان حضرت آيت اللَّه العظمى

  سيد محمد صادق روحاني(مدظله ‏العالى)

 

 

 


 

 

 

ولادت

حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى سيد محمد صادق حسينى روحانى(مد ظله ‏العالى) مردى از تبار مرزبانان دين، فقيه اصولى، برج بلند مرجعيت وزعامت حوزه‏هاى علميه، صداى رساى آزادى و عدالتخواهى، مجاهد و مبارزه خستگى‏ ناپذير در ماه شهادت جد غريبش آقا ابا عبداللَّه الحسين(ع) محرم الحرام - سال 1345 هـ ق، 1305 هـ.ش، تابستان 1926 ميلادى در شهر ديرپاى علم و تمدن و انديشه و فرهنگ اسلامى - قم - در خاندانى ‏حسينى تبار، با پيشينه‏اى از علم و تقوى و فضيلت ديده به جهان گشود.

 والدين

والدشان مرحوم حضرت آيت اللَّه آقاى حاج ميرزا محمود روحانى(قدس ‏سره) از مفاخر روحانيت و حوزه علميه قم است كه در سال 1307 (هـ.ق) در قم بدنيا آمد.

در سال 1330(هـ.ق) وارد نجف اشرف شد تا از محضر حضرات آيات ‏عظام آسيد ابوالحسن اصفهانى(ره) و ميرزاى نائينى(ره) بهره‏ها برد. مدتى ‏در مشهد مقدس از شاگردان مرحوم آيت اللَّه العظمى حاج آقا حسين‏ طباطبايى قمى(ره) بود. بعد از آن به حوزه علميه قم آمدند. با تلاش، كوشش و پايمرديهاى ايشان، حضرت آيت اللَّه العظمى حاج شيخ‏ عبدالكريم حايرى(ره) به قم آمدند و تدريس علوم حوزوى را شروع كردند.

ايشان از شاگردان خاص و مخصوص و مورد عنايت آيت اللَّه حايرى بودند.

اين عالم متقى و زاهدِ متعبدِ با نفوذ، ساليان سال بعد از فوت پدر بزرگوارشان مرحوم  آيت اللَّه العظمى آقاى آسيد صادق روحانى(ره) در  مسجد آقا ضمن اقامه نماز جماعت، پاسخگوى مسائل شرعى و گره گشاى ‏مشكلات مردم بودند. از اقدامات ايشان مى‏توان به همكارى با آيت اللَّه‏كاشانى در قضيه ملى شدن نفت، مبارزه جدى با رضاخان در مورد كشف‏حجاب  و دين‌زدايى از مملكت، دعوت و تلاش براى ورود آيت اللَّه ‏العظمى حايرى به قم، زمينه سازى براى تدريس ايشان و همكارى، همفكرى و يارى جهت تأسيس حوزه علميه قم  و... را نام برد.

اين مجتهدِ عابد در 18 شعبان 1381 (هـ.ق) بعد از يك بيمارى طولانى‏ وفات يافت. با پخش خبر فوت اين مرد بزرگ، شهرستان قم متلاطم، بازار، درسها و اداره جات تعطيل گرديد. در تشييع جنازه بسيار باشكوه ايشان، علاوه بر حضور تمامى مراجع تقليد، بزرگان و مدرسين حوزه، طلاب، بازاريان، كسبه و اداره جات با افراشتن پرچم عزا به صورت هيأت‏هاى سينه‏زنى و زنجير زنى شركت كردند و پس از اقامه نماز ميت توسط فرزند برومندشان  حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى سيد محمد صادق روحانى(دام‏ظله)، در مسجد بالاى سر حضرت معصومه (س) به خاك سپرده شدند.

والده شان از سادات حسنى و فرزند آيت اللَّه آقاى حاج سيد احمد طباطبايى ‏قمى(ره) است كه ايشان ساليان متمادى در صحن حضرت معصومه(س) اقامه نماز جماعت داشتند.

تحصيلات

  حضرت آيت اللَّه دروس پايه ادبيات عرب را در قم نزد پدر بزرگوارشان فرا گرفتند. سپس در سال 1355 (هـ.ق) در سن 10 سالگى به همراه برادربزرگترشان براى استفاده از اساتيد بزرگ و نام آور حوزه علميهِ كهنِ نجف‏اشرف، رنج و مشكلات هجرت از قم به نجف را پذيرا شدند!! به دليل هوش ‏و استعداد فوق العاده و حيرت برانگيزشان دوره چند ساله دروس «سطح» را در مدت يكسال به اتمام رساندند و به  امتحان و توصيه آيت اللَّه العظمى خويى  در سن 11 سالگى وارد درس خارج فقه و اصول شدند. ورود  يك نوجوان11 ساله  به درس خارج فقه و اصول، آن هم همدوش طلاب با سابقه وبزرگسال حوزه علميهِ كهنِ نجف، براى همگان حيرت آور و شوق آفرين بود.

آيت اللَّه زاده ميلانى نقل مى‏كند كه: آيت اللَّه العظمى خويى به پدرم آيت اللَّه‏العظمى ميلانى فرمودند: افتخار مى‏كنم به حوزه‏اى كه در آن نوجوان يازده ساله‏در كنار شاگردان بزرگسال و علماى بزرگ و همراه با آنان «مكاسب» را مى‏خواند ومطالب مكاسب را بهتر از ديگران مى‏فهمد و تحليل مى‏كند.

  علاقمندان به علوم اسلامى و حوزوى مى‏دانند كه كتاب ارزشمند مكاسب از تأليفات  مرحوم شيخ انصارى  است كه در حوزه‏هاى علميه تدريس مى‏شود و يكى از كتابهاى مهم و سنگين حوزوى است كه فهميدن و درك مطالب آن‏ نياز به شاگردان با كفايت و پر استعداد دارد.

  اساتيد

   معظم ‏له به دليل علاقه و پشتكار فراوانشان هر روز در چندين درس مراجع وبزرگان حوزه علميه كه جهان اسلام و عالم تشيع به وجودشان افتخارمى‏كند، شركت مى‏كردند. عمده اساتيد ايشان عبارتند از:

 -1 حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى حاج شيخ كاظم شيرازى(قدس سره) (1290 -1367)

2- حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى حاج شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به‏كمپانى (قدس سره) (ت 1361)

3- حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى حاج شيخ محمد على كاظمينى(قدس سره)

4- حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى حاج سيد ابوالحسن اصفهانى(قدس سره) (1284 - 1365)

5- حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى حاج شيخ محمدرضا آل ياسين(قدس سره)

6- حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى حاج سيد ابوالقاسم خويى(قدس سره) (1317 - 1413)

7- حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى سيد محمد حسين طباطبايى بروجردى (قدس سره) (1292 - 1380)

 

آيت اللَّه العظمى روحانى از وجود تماى اساتيد نام ‏آور خود استفاده نمودند وخود را هميشه مديون محبتها و الطاف خالصانه آن بزرگواران (رضوان اللَّه ‏تعالى عليهم) مي ‏دانند. اما در اين ميان نقش آيت اللَّه خويى برجسته ‏تر و قابل ‏توجه ‏تر است. پرورش روح اجتهاد و تكوين فقهى و علمى ايشان، مرهون15 سال شركت در دروس خصوصى و عمومى  آيت اللَّه العظمى خويى مي ‏باشد. هوش، پشتكار و استعداد معظم له، ايشان را مورد علاقه و توجه ‏خاص اساتيد و مراجع، بخصوص مورد عنايت خاصه آيت اللَّه خويى قرارداده بود. آيت اللَّه العظمى خويى(ره) در آن زمان، به اتفاق رأى اغلب‏ علماء، بزرگان و كارشناسان فقه و اجتهاد ؛ يك فقيه بي ‏نظير بودند كه دراغلب علوم حوزوى نظير فقه، اصول، كلام، تفسير، رجال، فلسفه؛ مجتهد و صاحب نظر بودند و آثار منتشره ايشان گواه اين مدعاست.

در دروس عمومى آيت اللَّه خويى صدها طلبه شركت مي ‏كردند كه امتيازآيت اللَّه العظمى خويى در شناخت و كشف استعدادهاى طلاب تيزهوش وبسيار موفق بود و سعى فراوان مى‏كردند تا آن طلبه را زير نظر گرفته و با ايجادارتباط بيشتر با او؛ بتوانند در تربيت آن طلبه كوشا نقش بيشترى را ايفا كنند.

با ورود  آيت اللَّه روحانى  در دوران نوجوانى به نجف اشرف و شركت دردروس آيت اللَّه العظمى خويى؛ حوزه علميهِ كهنِ نجف اشرف شاهد حضوريك نابغه با درك و استعداد شگرفى بود كه چهره‏اش نشان از مقام آيت اللهى‏مى‏داد.

اين نوجوان نابغه بايد در دروس سنگين فقه اصول شركت كند، دروس‏مختلف را نوشته و آنها را در منزل پاكنويس كند، با دوستان همدوره‏تحصيلش مباحثه كند و پيش مطالعه براى درس‏هاى فردا را هم انجام دهد.اين مطالعات سنگين آنهم در غربت و با كمترين امكانات موجود؛ در شبانه‏روز 16 ساعت وقت ايشان را مى‏گرفت. علاوه بر آن، رسيدگى به كارهاى‏شخصى از قبيل: تهيه مايحتاج زندگى و تحمل فشارهاى اقتصادى نيز باخودشان بود. معظم‏له اغلب دورانى را كه در نجف اشرف بودند با وضع‏بسيار سخت و طاقت فرساى اقتصادى مواجه بودند و اغلب، زندگيشان با‏قرض گرفتن از مغازه داران محل سپرى مى‏شد. و اين بزرگترين رمز و سرمايه‏گذارى براى تحصيل و عشق و علاقه به آموختن دانش علوم اسلامى است.

   تدريس

   معظم له تدريس دوره‏هاى مختلف علوم اسلامى را در همان ايام نوجوانى‏در صحن حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين على (ع) در نجف اشرف آغازكردند. تقرير دروس حوزه توسط اين نوجوان براى طلاب بزرگسال وميانسال، براى همگان حيرت آور و قابل تقدير بود.

آيت اللَّه العظمى روحانى پس از مدت كوتاهى كه در دروس آيت اللَّه العظمى‏خويى (ره) شركت كردند، با تقرير دروس اصول و فقه استاد؛ آنان را براى‏عده‏اى از طلاب و علاقمندان به دروس حوزوى، تدريس مى‏كردند. ديرى‏نپائيد كه چونان خورشيدى در نجف اشرف درخشيدند و به سان درختى‏ پربرگ و بار، برآمدند و در سايه‏شان خيل مشتاقان را آرامش مى‏بخشيدند.

به همين دليل بود كه ارتباط آيت اللَّه خويى روز به روز با معظم‏له بيشترمى‏شد. با اينكه اغلب آيت اللَّه العظمى خويى در جلسه تدريسشان به كسى‏اجازه طرح اشكال نمى‏دادند به آيت اللَّه العظمى روحانى در ميان عده ايى ازشاگردان مى‏فرمودند: چرا در مباحثه‏ها اشكال نمى‏كنى. من از شما مى‏خواهم‏اشكال و ايرادهايى كه به نظرتان مى‏رسد را مطرح كنيد .«و اين نشان از نبوغ‏فكرى و شايستگى ويژه  آيت اللَّه العظمى روحانى  دارد.

ارتباط تنگاتنگ استاد و شاگرد تا آنجا ادامه يافت كه زيادى از شبهاى‏تعطيلى آن  مرجع فقيد (ره)  به حجره  آيت اللَّه العظمى روحانى  مى‏آمدند وساعتهاى مديدى به بحث و بررسى مسائل علوم اسلامى مى‏پرداختند و درانتها معظم له، استاد را تا درب منزلشان همراهى مى‏كردند.

حضرت آيت اللَّه العظمى خويى در سال 1360 (هـ. ق) هنگامى كه  آيت اللَّه‏العظمى روحانى  فقط 15 سال بيشتر نداشتند. طى نامه‏اى بسيار مهم، عظمت‏علمى، قدرت و استنباط قوى، هوش و ذكاوت اين نابغه بزرگ را تأييد وستودند (متن كامل نامه كه به دست خط مبارك آيت اللَّه العظمى خويى مى‏باشددرسايت اينترنت آيت اللَّه‏العظمى روحانى و در كتابهاى زندگينامه كه به زبان‏عربى و فارسى در لبنان به چاپ رسيده است، موجود است). معظم‏له به تأييد ومكتوب مهم مراجع و اساتيد بزرگوارشان در سن 14 سالگى به  درجه اجتهاد  نائل آمدند.

ايشان در اواخر سال 1329 (هـ. ش) وارد قم شدند و در اوايل سال 1330(هـ. ش) به تدريس دروس خارج فقه و اصول در صحن مطهر حضرت‏معصومه (س) پرداختند. بيش از نيم قرن است كه ايشان به تدريس علوم آل‏محمد (ص) و تربيت هزاران طلبه فاضل و تشنگان دانش ائمه اطهارمى‏پردازند. اغلب شاگردان، پرورش يافتگان و حلقه نشينان منبر تدريسشان؛از مدرسين نام آور، فضلا و دانشمندان حوزه و عده‏اى در مسير مرجعيت‏قرار دارند.

ايشان به هنگام تدريس، متين و گويا سخن مى‏گويند. به دليل وسعت‏احاطه‏شان بر موضوعات علمى، از پرداختن به زوايد پرهيز مى‏كنند. درس‏ايشان فشرده‏اى از آراء و مبانى بزرگان و فقيهان نامى به همراه نظريات‏خودشان است كه با بحث و استدلال، بر رد يا قبول آن مبانى مى‏پردازند. درجلسات تدريسشان به مبارزه با جمود، يكسونگرى، احتياط زدگى، تقليد وپيروى كوركورانه از بزرگان مى‏پردازند، زيرا معتقدند كه تقليد و تعصب و غير منطقى روى اقوال بزرگان و مبارزه با هر نظر نو، توان علمى را از حوزه‏مى‏گيرد. از اين رو معظم له با حفظ احترام بزرگان و تأكيد بر اين امر، با نظرات‏آنها نقادانه برخورد مى‏كنند. نظريات جديد و نو، ابتكار در مبانى، خروج ازآراء پيشينيان و ژرف نگرى در تدريس ايشان موج مى‏زند.

هر چند ايشان به عنوان يك  مرجع و فقيه نو انديش  شهرت دارند اما هيچگاه  حكم اللَّه را به نام   مصلحت يا  نوانديشى زير پا نمى‏گذارند. فقيه‏نوانديشى كه هيچگاه به انكار سنت و حذف باورهاى دينى نمى‏پردازد.

 تأليفات

  معظم‏له از ابتداى زندگى علمى خويش در راستاى نشر معارف اهلبيت وگسترش دانش اسلام، هرگز آرام نگرفتند. زمانى بر مسند تدريس مى ‏نشينند و به تربيت و پرورش هزاران دانشمند فاضل و فرزانه مى‏ پردازند و زمانى ‏ديگر دست به قلم مى ‏شوند و به تأليف كتب ماندگار اسلامى مى ‏پردازند.

ايشان به محض ورود به حوزه علميه قم و احساس نياز جامعه حوزوى واسلامى، همزمان با تدريس درس خارج فقه و اصول در سنين جوانى، دست‏به تأليف دايرة المعارف فقه اسلامى مى ‏زنند. كتابى ماندگار كه بزرگان واساتيد نام آورِ خبره حوزه، مراجع بزرگ تقليد و مدرسين، سر تعظيم وتمجيد در برابرش فرو مى‏ آورند.

 حضرت آيت اللَّه العظمى بروجردى(ره) دوبار كتاب   فقه الصادق را همراه ‏خود به جلسه تدريس‏شان مى‏برند و به عنوان سند از آن نقل قول و به آن ‏استناد مى ‏كنند.

 حضرت آيت اللَّه العظمى خويى(ره) طى نامه ايى مرقوم فرمودند كه: من كتاب  فقه الصادق را شخصا براى  آيت اللَّه كاشف الغطاء  بردم و گفتم: ببيند من چه‏ خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده‏ ام و چنين عالم محققى را تربيت‏ كرده ‏ام.

رييس دانشگاه الازهر (مهمترين و عالى‏ترين مركز علمى اهل تسنن) نيز طى‏نامه‏اى كتاب عظيم   فقه الصادق را مى‏ستايد.

اين كتاب ساليان سال است كه يكى از رساترين، معتبرترين و مهمترين منبع‏ تدريس فقه و اصول تشيع است. يكى از دلايل  مرجعيت و اعمليت  ايشان،ناشى از اين تأليفات بخصوص كتاب گرانسنگ   فقه الصادق است.

1- فقه الصادق(بزبان عربى): دايرة المعارف كامل فقه تشيع. اين كتاب عظيم‏ و بزرگ كه به عنوان يك منبع مرجع شناخته شده است در 26 جلد بارها درداخل و خارج كشور به چاپ رسيده است. چاپ جديد آن بزودى در 40جلد (با ذكر منابع و مصادر) به چاپ خواهد رسيد.

از تأليف كتاب  عظيم   جواهر الكلام كه شامل تمامى ابواب فقه مى‏ باشد نزديك به 200 سال مى ‏گذرد و كتاب   فقه الصادق كه به اعتقاد بعضى ازمراجع و بزرگانِ خبره حوزه، از«جواهر الكلام» رساتر و كامل‏تر است؛ اولين‏ و كامل‏ترين دايرة المعارف تمام ابواب فقه در دو سده اخير است. اين كتاب ‏كه در سنين جوانى معظم له به رشته تحرير درآمده، مورد عنايت خاصه ‏تمامى مراجع تقليد و بزرگان حوزه‏هاى علميه است. اين كتاب در ميان  علماءعامه (اهل تسنن  نيز شناخته شده و مورد استناد است. كتاب «فقه الصادق» در دانشگاه‏هاى معروف غرب (بخش مطالعات اسلام‏شناسى) يكى از منابع‏مورد قبول و قابل استناد است.

2-  زبدة الاصول (بزبان عربى): دوره كامل علم اصول فقه كه به صورت بحث استدلالى ارائه گرديده است. اين كتاب در 6 جلد مى‏باشد.

3- منهاج الفقاهه (بزبان عربى): در 6 جلد مى‏باشد كه حاشيه ايى است بر«مكاسب» شيخ انصارى(ره) كه به شيوه ايى نو و ابتكارى تمامى موارد ارائه‏شده را بحث و بررسى كرده‏اند.

4- المسائل المستحدثه (بزبان عربى): حضرت آيت اللَّه مبتكر مسائل‏مستحدثه و ارائه مسائل جديد با ذكر مسايل فقهى، روايى هستند. اين كتاب‏كه بارها وبارها در خارج و داخل كشور به چاپ رسيده است شامل ارائه‏مسائل جديد، نو و مورد ابتلاى جامعه با ذكر دلايل و مستندات فقهى،روايى و قرآنى مى‏ باشد.

5- تعليق بر منهاج الصالحين در 2 جلد (بزبان عربى)

6- تعليق بر عروة الوثقى در 2 جلد (بزبان عربى)

7- تعليق بر وسيلة النجاة (بزبان عربى)

8- رساله در لباس مشكوك (بزبان عربى)

9- رساله در قاعده لاضرر (بزبان عربى)

10- الجبر و الاختيار (بزبان عربى)

11- رساله در  قرعه (بزبان عربى)

12- مناسك الحج (بزبان عربى)

13- المسائل المنتخبه (بزبان عربى)

14- رساله در   فروع العلم الاجمالى (بزبان عربى)

15- الاجتهاد و التقليد (بزبان عربى)

16- القواعد الثلاثه (بزبان عربى)

17- اللقاء الخاص(بزبان عربى) مربوط به «سايت يا حسين»

18- رساله توضيح المسائل (بزبان فارسى و اردو)

19- تحقيقى در مورد  جبر و اختيار (بزبان فارسى)

20- نظام حكومت در اسلام (بزبان فارسى و تركى و اردو)

21- مناسك حج (بزبان فارسى)

22- منتخب احكام (بزبان فارسى)

23- استفتائات قوه قضائيه و مؤسسه حقوقى وكلاى بين الملل (به زبان ‏فارسى)

24- احكام فقهى مسائل روز (بزبان فارسى)

25- استفتائات (پرسش و پاسخ‏هاى مسائل شرعى) (بزبان فارسى): كه ‏تاكنون در 2 جلد به صورت سؤال و جواب ارائه شده است.

26-الف سؤال و جواب (بزبان عربى): شامل استفتائات و پاسخ‏هاى‏ مسائل شرعى مى‏ باشد كه در 6 جلد تهيه شده است. هرجلد شامل 1000سؤال و جواب است.

  مرجعيت

   بعد از تشريف فرمايى ايشان از حوزه علميه نجف اشرف و شروع به تدريس‏درس خارج فقه و اصول و با توجه به نگارش كتاب عظيم   فقه الصادق بعداز فوت آيت اللَّه العظمى بروجردى (ره) به پيشنهاد علماء، فضلاء و مدرسين ‏نام آور، رساله عمليه ايشان منتشر شد. طبق آنچه در كتابخانه ملى ايران‏موجود است،  اولين چاپ رساله توضيح المسائل ايشان مربوط به سال 1340(هـ. ش) مى ‏باشد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/11/30ساعت 9:46  توسط مقتدای مولا حسین  | 

معراج

 

بسم رب الحق

 

سبز يعني ظالمي از ترس سبز

مي نهد بر گردن خود شال سبز

 

در شب معراج پيامبر از ابليس سوال كرد ايا در امت من دوستي هم داري ابليس جواب داد اري اول حاكمي كه به زير دست خود ظلم مي كند دوم عالمي كه ظلم را مي بيند و سكوت كرده و يا ظلم را تاييد مي كند و...

ايا اين ظلم نيست كه به طور گسترده عليه فقيه وارسته مجاهدي نستوه حضرت ايه الله العظمي منتظري ازرسانه ملي كه بودجه ان از بيت المال تامين مي شود تبليغ كنند و حتي در طول اين بيست ساله يك بار هم حق دفاع به اين بزرگوار ندهند و حال كه ديگر در ميان خاكيان نيست هنوز دست از تبليغ بر نداشته و چرا علما كه خود را عالم مي دانند در مقابل اين ظلم سكوت كرده اند البته همين تبليغات عليه اين فقيه عالي قدر نشان به حقانيت اوست كه چرا اگر درصدي اين صحبتها راست بود براي يكبار هم كه شده به اين فقيه حق دفاع داده و يا نه به كساني كه از ايشان دفاع مي كردند تعرضي نمي كردند همين حقانيت ان فقيه را نشان مي دهد.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/19ساعت 18:8  توسط مقتدای مولا حسین  |